من مسلمانم
قبله ام يك گل سرخ
جانمازم چشمه , مهرم نور
دشت سجاده من
من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم
در نمازم جريان دارد ماه , جريان دارد طيف
سنگ از پشت نمازم پيداست
همه ذرات نمازم متبلور شده است
من نمازم را وقتي مي خوانم
كه اذانش را باد , گفته باشد سر گلدسته سرو
من نمازم را پي تكبيره الاحرام علف مي خوانم
پي قد قامت موج
كعبه ام بر لب آب
كعبه ام زير اقاقي هاست
كعبه ام مثل نسيم , مي رود باع به باغ
مي رود شهر به شهر
حجرالاسود من روشني باغچه است
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387
ساعت 14:33 توسط
يه دوست
|