تبليغاتX
زندگي با طعم قهوه
Home Email Archive Designer
 


روحيّه ی شكر و سپاس، از بارزترين ويژگي‌هاي انسان است. آدمي فطرتاً در برابر احسان كننده و نعمت دهنده ی خويش، احساس خضوع و فروتني مي‌كند؛ مگر آن كه با غفلت و عصيان، آينه ی صاف فطرت خويش را دچار زنگاري غليظ كرده باشد.
شاكر بودن، خصلتي است الهي كه هر انسان با ايمان بايد براي رهايي از عذاب دنيوي و اخروي و رسيدن به سعادت و اوج كمال انساني خود را بدين خوي خدايي آراسته گرداند: "مَا يفعَلُ اللّهُ بعَذابِكُمْ اِنْ شَكَرتُمْ  وءَامَنْتُمْ وَكانَ اللّهُ شاكِراً عَليماً؛ اگر شكرگزاري كنيد و ايمان آوريد؟ خدا مي‌خواهد با عذاب شما چه كند؟ خدا شكرگزارِ آگاه است. (اعمال و نيّات شما را مي‌داند و در مقابل اعمال نيك شما، پاداشي نيك عطايتان مي كند.) (سوره نساء، آيه 147)

 ره اورد شُكر

شكرگزاري  از نعمت‌هاي الهي، آثار و نتايج ارزشمندي را براي انسان در همين دنيا به ارمغان مي‌آورد كه آشكارترينِ آن "فراواني روزي" ، "فزونيِ خير و بركت"، "دوام و ماندگاريِ نعمت" و "در امان مانيِ نعمت از بلا و نقمت" مي‌باشد؛ آثار گرانبهايي كه از رهگذر آيات و روايات بخوبي قابل اثبات و دستيابي است:
"واِذ تَأَذَّنَ رَبّكُمْ لَئِنْ شَكَرتُمْ لَأَزيدنَّكُمْ ولَئن كَفَرتُمْ انَّ عذابي لَشَديد؛ پروردگارتان اعلام داشت كه: اگر شكرگزاري كنيد (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود؛ و اگر كفران و ناسپاسي كنيد، مجازاتم شديد است". (سوره ابراهيم، آيه 7) امام صادق(ع) در تفسير آيه ی فوق مي‌فرمايند: زيادتي نعمت، براي كسي است كه حمد و شكر خداوند را بر نعمتهايش به جا آورد و بداند كه نعمتها تنها از آن خدا و از سوي اوست؛ نه از غير او.1
و در جايي ديگر مي‌فرمايند: در تورات آمده است كه: هر كه تو را نعمتي داد شكرش گزار و بر هر كه شكرت گزارد، نعمت بخش؛ چرا كه با شكرگزاري نعمتها نابود نگردد و با ناشكري پايدار نماند؛ شكرگزاري مايه ی فزونيِ نعمت و ايمني از دگرگوني و نقمت است.2
بنابراين هر كه توفيق شكرگزاريِ دايم بيابد، از خير و بركت و فزوني مداوم نعمت بهره‌ور خواهد بود و هر كه از ناسپاسان باشد و شكرگزاري ننمايد، نعمت‌هاي موجود را نيز از دست خواهد داد. به قول مولوي:
شكرِ نعمت، نعمتت افزون كند      كفر نعمت، از كفت بيرون كند.
توصيه ی امام باقر(ع) به ما اين است كه: با پناه بردن به شكرگزاريِ خداوند، كمي و كاستيِ روزي را با استمداد از فضلِ خداوند به فزوني و زيادت تبديل نماييد.3

 شيوه ی شكرگزاري

نعمت‌هاي خداوند بر بندگان، بي‌اندازه است و هيچ آفريده‌اي را به نهايت و شمارش آن  راهي نيست:
"واِنْ تُعَدّوا نِعْمَةَ اللّه لا تُحْصُوها؛ وآنچه را نتوان شمرد، شكرش چون توان كرد؟!"

حال كه از شكر و حتّي شمارش نعمت‌هاي الهي عاجزيم، چه بايد كرد؟

1. اعتراف به عجز و ناتواني از شكرگزاريِ نعمت‌هاي الهي.
بايد در حدّ توان و همراهِ اعتراف به عجز، در شكرگزاري از خداوند بكوشيم و توفيق آن را نيز از خود او بطلبيم و بدانيم كه هر شكر ما، خود توفيقي از جانب اوست كه نيازمند شكر و سپاسي ديگر است. آري، سزاوار آنست كه انسان در مقام شكرگزاريِ خداوند، همواره به ناتواني خويش، معترف باشد؛ همچون موسي(ع) كه از جانب خداوند خطاب به او وحي آمد كه: "اي موسي! مرا چنان كه سزاوار من است، شكرگزار". عرض كرد: "پروردگارا! چگونه چنان كه سزاوار توست، شكرت گزارم؛ در صورتي كه هيچ شكري نگزارم جز آن كه همان شكرهم نعمتي است كه تو عطايم فرموده‌اي". خطاب آمد: "اكنون كه دانستي حتّي شكرگزاري نيز از جانب من است، حقّ شكر مرا، چنان كه سزاوار من است ادا نمودي".4

2. شكر هر نعمت؛ پرهيز از حرام
شكرگزاري از هر نعمتي، به تناسب نوع نعمت مي‌باشد؛ مثلاً شكرِ علم آن است كه به آن عمل شود و به طالبانش عرضه شود.5 امّا شكر عموميِ هر نعمتي اين است كه از آن در راه رضاي خداوند استفاده شود و به وسيله? آن، گناه و حرامي انجام نگيرد. امام علي(ع) ـ‌اسوه ی پرهيزگاران‌ـ مي‌فرمايند:
"شكر هر نعمتي، آن است كه از محارم الهي پرهيز و خودداري شود".6

3. شكرگزاري از خدا در شكرگزاري از خلق خُدا.
از ديدگاه اسلام، شكرگزاري از آفريدگاني كه واسطه ی رحمت و نعمتهاي الهي مي‌گردند؛ مانند والدين، كلّيه ی ذوي الحقوق و احسان كنندگان ديگر، لازم و مكمّل شكر خداست تا جايي كه امام رضا(ع) مي‌فرمايند: "همانا خداوند عزّوجلّ به شكرگزاري خويش و شكرگزاري والدين در كنار هم، امر فرمود. پس هر كه شكر والدين خود را به جا نياورد، شكر خدا را نيز به جا نياورده است".7  

* منابع :
1. تفسير عياشي: ج2، ص 222
2. كافي: ج 2، ص 94، حديث 3
3. تحف العقول: 285
4. قصص الانبياء راوندي، ص 161، روايت 178
5. غرر الحكم: 5667
6. مشكاة‌الانوار: 35
7. علل الشرايع: ص 560، حديث 3
مأخذ: مجله بشارت  / نشريه قرآني ويژه جوانان 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 14:27 توسط يه دوست |


قرآن در مورد ويژگى ممتاز بندگان برجسته خدا چنين مى‏فرمايد:

«و الذين يقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرياتنا قرة اعين و اجعلنا للمتقين اماما»

                                                                                                  "۷۴/فرقان"

يكى از ويژگيهاى بندگان خاص خداوند رحمان اين است كه آنها در نيايش خود با خدا چنين عرض مى‏كنند: پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مايه روشنى چشم ما قرار ده و ما را براى پرهيزكاران پيشواگردان.

اين ويژگى بيانگر آن است كه بندگان ممتاز خدا اهل دعا و نيايش هستند، ولى در دعا به كيفيت آن توجه خاص دارند، چيزهايى را از خدا مى‏خواهند كه بسيار مهم و سرنوشت‏ساز است، مانند خواستن همسران نيك، فرزندان نيك و از اين‏ها بالاتر از خدا مى‏خواهند به مقامى برسند كه پيشواى و الگوى جامعه شوند.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 14:59 توسط يه دوست |


 

گاهى انسان سر دو راهى قرار مى‏گيرد، يعنى دو كار در مقابل او واقع مى‏شود و نمى‏داند كدام يك، راه درست و صواب يا درست‌تر و بهتر است تا آن را انتخاب نمايد.

در اين‏صورت امام کاظم‏ (عليه السلام) يك ضابطه‏اى در اختيار ما مى‏گذارند و مى‏فرمايند:

 انسان بايد راهى را كه مخالف هواى نفس  و اميال شهوانى او است اختيار نموده و آن راه را دنبال گيرد، چون اكثرا درستى و صحت عمل در آن چيزى است كه موافق هواى نفس  نيست.

تحف العقول صفحه ۳۹۸

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 11:6 توسط يه دوست |


مـمكن است انسان عمرى را در راه خدا بگذراند ولى در پايان عمر، همه كارهاى شايسته خود را از بين ببرد يا برعكس ، عمرى در فساد و تباهى غوطه ور باشد و سرانجام پشيمان شود، توبه كـنـد و صـالح شـود. عـاقـبـت بـه خـيـرى يـعـنى اينكه سرانجام كار انسان ، نيكو باشد. انسان سعادتمند كسى است كه حسن عاقبت داشته باشد.

 حضرت على (ع ) فرمود:(حقيقت سعادت اين است كه كار انسان به سعادت پايان يابد.) 
بـايـد ديـد چـه چيزهايى باعث مى شود كه ايمان انسان باقى بماند تا با بكار بستن آنها با عاقبتى نيكو از دنيا برويم . در اينجا به برخى از آنها اشاره مى كنيم :


بزرگ نشمردن كارهاى خويش :
كـارى را كه انسان براى خدا انجام مى دهد، نبايد در نظرش جلوه كند؛ زيرا عجب و خود پسندى ، عـمـل را خـراب مـى كـند، و در مقابل ، كوچك شمردن اعمال نيك ، باعث مى شود انسان همواره خود را مقصر بداند و در جبران كوتاهيهاى خود بكوشد.

حالت خوف و رجا:
تـرس از پـذيـرفـتـه نـشـدن عـمل ، باعث مى شود انسان به درگاه خداوند، زارى كند كه خدايا عـمـل مـرا بـپـذيـر و تذلّل و اظهار كوچكى به درگاه خدا، انسان را عاقبت بخير مى كند.

كوچك شمردن خود در برابر ديگران :
اگـر انـسـان خـود را برتر از ديگران بداند، به گرفتاريهاى روحى فراوانى مبتلا مى شود كـه عـاقـبـت آن خـطـرنـاك اسـت . امـا اگـر هـمواره خود را نسبت به ديگران كوچك شمرد، آن مفاسد اخلاقى پديد نمى آيد.

در اينجا، به ذكر روايتى از على (ع ) كه جامع موارد مذكور است ، اكتفا مى شود:


(اِنَّ لِلّهِ عـِبـادا كـَسـَرَتْ قـُلُوبـَهـُمْ خـَشـْيـَةُ اللّهِ ... يـَسـْبـِقـُونَ اِلَيـْهِ بـِالاَْعـْمـالِ الزّاكـِيـَةِ لايـَسـْتـَكـْثـِرُونَ لَهُ الْكـَثـيرَ وَ لايَرْضُونَ لَهُ الْقَليلَ، يَرَوْنَ اَنْفُسَهُمْ شِرارا وَ اَنَّهُمُ الاَْكْياسُ الاَْبْرارُ) 
خـداونـد بـنـدگـانـى دارد كـه خـشـيـت خـدا دلهـايـشـان را شـكـسـتـه اسـت ... بـا اعـمـال پـاك بسوى او سبقت مى گيرند، كار بسيار را براى او، بسيار نمى شمارند و براى او به كم راضى نمى شوند، خودشان را بدان مى دانند در حالى كه زيركان و نيكان ، ايشانند.

 

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت 14:16 توسط يه دوست |


 

امام جواد (علیه السلام ) : سه چيز است كه هر كس آن را مراعات كند ، پشیمان نگردد :

 

 1 - اجتناب از عجله

 

 2 - مشورت كردن

 

 3 - و توكل بر خدا در هنگام تصميم گيري

 

مسند الامام الجواد ، ص 247

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 9:30 توسط يه دوست |


 

بسم الله الرحمن الرحیم

«و لقد وصّيناالذين اوتواالكتاب من قبلكم و ايّاكم ان اتقواالله...؛ هر آينه سفارش كرديم به پيامبران پيش از شما و به شما نيز كه از خدا بپرهيزيد و تقوا پيشه سازيد.»

نيست جز تقوا در اين ره توشه‏اى                     نان و حلوا را بنه در گوشه‏اى

با تقوا به همه چيز مي‌توان رسيد. اگر در اين راه - طى طريق - به سوى خداوند، تقوا نباشد، رياضت و مجاهدت را هرگز اثرى نيست؛ جز زيان، اثرى ندارد و نتيجه‏اى جز دورى از درگاه خدا نخواهد داشت. اگر آدمى يك چهله(چهل روز) به رياضت بپردازد، اما يك نماز صبح از او قضا شود، نتيجه آن اربعين بر باد رفته است. در تمام عمرم، تنها يك روز نماز صبحم قضا شد. پسر بچه‏اى داشتم؛ شب آن روز از دست رفت. سحرگاه به من گفتند كه اين رنج فقدان را به علت فوت نماز صبح، مستحق شده‏اى؛ اينك اگر شبى، تهجد و شب‏ زنده‏دارى‏ام ترك گردد، صبح آن، انتظار بلايى را مى‏كشم.

انجام امور مكروه، موجب پايين آمدن مقام بنده خدا مى‏شود و به عكس، انجام مستحبات، مرتبه او را ترقى مى‏بخشد. بدان كه اگر در راه سير و سلوك، به جايى رسيده‏ام، به بركت بيدارى شب و مراقبت در امور مستحب و ترك مكروهات بوده است؛ ولى اصل و روح همه اعمال، خدمت به سادات و فرزندان ارجمند رسول خدا صلى‏ الله ‏عليه ‏و آله بوده است.

اكنون پسرم! تو را به اين چيزها وصيت و سفارش مى‏كنم:

1. آن كه نمازهاى يوميه و واجب خويش را در اول وقت به جاى آورى.

2. در انجام حوايج مردم، هر قدر مى‏توانى، تلاش كن و هرگز فكر نكن كه فلان كار بزرگ از من ساخته نيست؛ زيرا اگر بنده خدا در راه حق قدمى بردارد، خداوند نيز او را يارى مى‏كند.

فرزند آية‏الله نخودكى گفت: پدر جان! بعضى اوقات، رفع حاجت ديگران، موجب رسوايى آدم مى‏گردد. آية‏الله نخودكى گفت: چه بهتر كه آبروى انسان، در راه خدا بر زمين ريخته شود.

3. سادات را بسيار گرامى و محترم شمار و هر چه دارى، در راه ايشان صرف و خرج كن و از فقر و درويشى در اين كار، پروا ننما؛ اگر تهيدست گشتى، ديگر تو را وظيفه‏اى نيست.

4. از تهجد و نماز شب، غفلت ننما و تقوا و پرهيز را پيشه خود بنما.

5. به آن مقدار تحصيل كن تا از قيد تقليد رها شوى.

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 10:22 توسط يه دوست |


 

وَ مِنْ ءَايَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسكُنُوا إِلَيْهَا وَ جَعَلَ بَيْنَكم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً 

 إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ »  (روم/۲۱)

« و از نشانه‏هاى قدرت اوست كه براي شما همانند خودتان همسرانى آفريد

 تا در کنارشان آرامش يابيد و بین شما دوستى و مهربانى نهاد ،

 در اين کار نشانه هايي است براى کسانی که مى‏انديشند ! »

 

 1.    در چهره همسرت می توانی پرتويي از رخ معبودت را ببيني !  ( و من آياته )

2.    همسرت چون تو آفريده اوست ، پس او را گرامی بدار ! ( خلق لکم من انفسکم )

3.    او همسر توست ، و نه زيردست ِ تو ! ( ازواجا )

4.    زن « کانون آرامش است » ! ( لتسکنوا اليها )

5.    رفتار و گفتار يک خانم حتی انتقاد کردنش بايد آرامش دهنده باشد و نه آرامش بر هم زننده ! ( لتسکنوا اليها )

6.    زن مرجعي مطمئن ( کانون بازگشت ) براي شوهر و فرزندانش است ! مرد خسته ، درمانده ، سرخورده از نامردمي ها و بی مهری های روزگار به « کانون مهر » باز می گردد ! ( لتسکنوا اليها )


لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 14:48 توسط يه دوست |


رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله 10 صفت و خصلت را براى عاقل بيان مى فرمايد:

 ان يحلم عمنّ جهل عليه و يتجاوز عمّن ظلمه و يتواضع لمن هو دونه و يسابق فوقه فى طلب البر و اذا اراد ان يتكلم تدبّر فان كان خيرا تكلم فغنم و ان كان شرا سكت فسلم و اذا عرضت له فتنة استعصم باللّه و امسك لسانه و اذا راءى فضيلة انتهز بها لا يفارقه الحياء و لا يبدوا منه الحرص فتلك عشر خصال يعرف بها العاقل (بحارالانوار، ج 1،129 )


1. بردبارى نسبت به كسى كه نادانى ورزيده است .
2. گذشت نسبت به كسى كه به او ستم كرده است .
3. تواضع نسبت به افراد پايين تر.
4. سبقت گرفتن از افراد بالاتر در طلب نيكى .
5. هرگاه بخواهد تكلم كند تدبّر و عاقبت انديشى كند، اگر سخن او خير است تكلم كند كه بهره برده است و اگر سخن او شر است ، سكوت ورزد تا سالم ماند.
6. هرگاه فتنه و بلايى به او رسد به خداوند پناه ببرد.
7. دست و زبان خود را كنترل كند.
8. هرگاه فضيلت را مشاهده كرد به طرف آن برود.
9. از حيا جدا نشود.
10. حرص ازاو ظاهرنشود.

 اين ده صفت است كه به سبب آن عاقل شناخته مى شود.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 7:53 توسط يه دوست |


لاتقوم الساعه حتی یقوم القائم الحق مناوذلک حین یاذن الله عزوجل له...ومن تبعه نجا و

من تخلف عنه هلک...الله الله عبادالله!فاتوه ولوحبوا علی اثلج

 فانه خلیفه الله عزوجل وخلیفتی

                                       بحارالانوار ج۵۱ ص۷۹"

"قیامت به پانمی شودتااینکه قائم حق از ما{اهل بیت}ظهورکند.وآن هنگامی است که خداوند عزوجل به اواجازه دهد...وهرکس اوراپیروی کند نجات می یابدوهرکس ازاوسرباززندنابود می شود...بندگان خداخداراخدارا!درنظربگیرید وبه اوبپیوندید حتی اگرلازم باشد افتان وخیزان خودرابرروی برف بکشید همانااوجانشین خداوندعزوجل وجانشین من است"

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 21:21 توسط يه دوست |


 

توانایی و قدرت خدا در انجام خواسته بندگان، مورد تردید نیست، ولی گاهی می شود بنده، چیزی را می خواهد که به مصلحت او نیست، در حالی که خود نمی داند و خداوند که به همه جوانب زندگی اش آگاه است، به دلیل لطفی که به بندگانش دارد، آن دعا را مستجاب نمی کند:

«عَسی اَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ‌عَسی اَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ‌هُوَ شَرٌّ لَکُمْ

 وَ اللهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»(بقره؛216)
 
 چه بسا چیزی بر شما ناگوار و ناخوشایند باشد، در حالی که خیر و صلاح شما در آن است (و شما نمی دانید) و همچنین شاید چیزی را دوست بدارید که ضرر شما در آن باشد و خدا آگاه است و شما بی خبرید.
لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 10:30 توسط يه دوست |


لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 8:37 توسط يه دوست |


پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) :

هرکس زیاداستغفارکندخداونداورا

۱-از هر غم وغصه نجاتش می دهد

۲-از هر تنگنا بیرونش برد

۳-از هر ترس ایمن نماید

۴-از راه بی گمان روزی دهد

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 21:5 توسط يه دوست |


مثل سیب سرخ قصه ها

عشق را

از میان

دو نیمه می کنیم

نیمه ای از آن برای تو

نیمه ای دگر برای من

بعد نیمه ها هم از میان

دو پاره می شوند

پاره ای از آن برای روح

پاره دگر برای تن

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 10:8 توسط يه دوست |


   ربنا آتنا فی الدنیا حسنه وفی الاخره حسنه

امام صادق (علیه السلام):                     امام حسن مجتبی (علیه السلام):               

حسنه در دنیا۲چیزاست                      حسنه دردنیا۲چیزاست

۱ـرزق پاک۲ـاخلاق نیک                       ۱ـ علم ۲ـ عبادت 

درآخرت هم ۲چیزاست                            درآخرت

۱ـرضایت خدا۲ـبهشت                           بهشت است

 

                              امیرالمومنین علی (علیه السلام):

              حسنه دردنیا زن شایسته و در آخرت بهشت 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 13:6 توسط يه دوست |


 

 امیر مومنان علیه السلام  می فرمایند:

ایمان داراي چهار ركن است : توكل و تفويض و رضا و تسليم 

 اگر كسي دارنده اين اركان باشد صاحب سكينه و آرامش، و ايمانش مستقر است.

این موضوع سخنرانی امروز صبح آقای دکتر رفیعی بود خیلی ساده و قشنگ معنی این ارکان و توضیح دادند. خداکنه که ماهم بتونیم ایمان داشته باشیم .

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 11:27 توسط يه دوست |


 

 

مرا به جرعـــه ای از یک نگاه مهمان کن

به این تسلی خوش، گاه گاه مهمان کن

 

اگرچه غرق گناهم  ولی دلم پاک است

مرا به خاطر این بیگنـــــــــاه مهمان کن

 

نخوانده آمـــــــــــــده بودم کنار خاطر تو

مرا به خاطر  این اشتبـــــــاه مهمان کن

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 16:33 توسط يه دوست |


 

اي عزيز! به سه چيز اعتماد نكن:

 بر دل و بر وقت و بر عمر.

دل رنگ پذير است، وقت در تغيير است و عمر در تقصير.


دي رفت و باز نيايد، فردا را اعتماد نشا يد،

حال راغنيمت دان كه دير نپايد و بسي نپايد

و بسي مرد بيايد كه از ما كسي را ياد نيايد .


بدان اي عزيز كه رنج مردم سه چيز است:

 از وقت پيش مي خواهند، از قسمت بيش مي خواهند،

و آن ديگران را از آن خويش مي خواهند .

 چون رزق تو از ديگران جداست، پس اين همه رنج بيهوده چراست؟

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 9:48 توسط يه دوست |


 

امام صادق (ع)‌:

 شكر نعمت دوري جستن از محرمات الهي است

 و كمال شكر گفتن (( الحمدلله رب العالمين‌ )) است

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 10:48 توسط يه دوست |


خداوند۴چیزرادر۴چیز قرارداده است:

۱-برکت علم رادراحترام به استاد

۲-بقای ایمان رادر تعظیم خدا

۳-لذت زندگی را در نیکی به پدر ومادر

۴-آزادی از جهنم را در آزار نکردن مردم

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 20:29 توسط يه دوست |


ازاینکه به وبلاگمون سرزدید خوشحالیم ولی هنوز وقت توضیح دادن قهوه نیست

لغزش عالم همه ی عالم را تباه می سازد

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 13:15 توسط يه دوست |