
وقتی که بغض گلوگیر می شود
احساس می کنم که دلم پیر می شود
محتاج چشم های توأم ای قرار دل
قدری شتاب کن به خدا دیر می شود
|

وقتی که بغض گلوگیر می شود
احساس می کنم که دلم پیر می شود
محتاج چشم های توأم ای قرار دل
قدری شتاب کن به خدا دیر می شود
يكي از اصحاب معرفت - دام ظله - فرمودند: جناب آقا سيد احمد خميني -رحمهالله- برايم نقل كرد كه من در معيّت پدرم امام خميني "قدس سرّه" به زيارت حضرت ثامنالحجج عليبن موسي الرضا (عليه السلام) تشرّف حاصل نموده بودم؛ در صحن مطهر آن حضرت، جناب حاج شيخ حسنعلي اصفهاني (نخودكي) – رحمه الله – را از دور مشاهده نموديم. پدر به من فرمود: بيا تا نزد اين شيخ عارف بزرگوار رفته و از او ذكري بخواهيم. به نزد آن جناب رفتيم و پس از عرض سلام و قبل از اين كه ما سخني بگوييم و ذكري طلب نماييم. ايشان فرمودند: بعد از هر نماز اين آيه را سه مرتبه بخوانيد كه براي وسعت رزق و روزي مجرّب است و آن كريمه اين است كه:
وَ مَنْ يَتَّقِ الله يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاّ * وَ يَرْزُقهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبْ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَي اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إنَّ اللهَ بَالِغُ أمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكلِ شَيْءٍ قَدْراً( طلاق / 4 - 3)


همه انسانهای حق گرای جهان را دوست بدار
خداوند در قلب تو قصری به اندازه همه انسانهای خداجو قرار خواهد داد

الهی
عبیدک ببابک
مسکینک ببابک
سائلک ببابک
فتصدق علی بالجنه
![]()

افـسـرده دل زجـرمـم و شـرمـنـده از گـنـاه
غـیـر از تـو ای کـریـم نباشد مرا پنـاه
در بـحـر رحـمـتت بـنـما شـسـتـشـوی مـن
باز آمدم حضورتو با سیل اشک و آه
از لـطـف خـویـش گـر تو نبخشـی گـناه مـن
رسوا شوم حضور خلایق من از گناه
عـالـم تـوئـی بـه سـرّ و خـفـیّات هر کســی
افکـنـده سـر منم که بود نامه ام سـیـاه
از لـطف بـیـکـران خـود ای واجـب الـوجـود
کـوه گـنـاه من ز کـرم کن تو پر کـاه
شد صرف این و آن همه عمرم در این جهان
بر من ترحمی که شده عمر من تباه
سـرمـایه رفـت از کـف و دســتم بـود تـهـی
گمراه بوده ام تو برون آورم ز چـاه
لـیـکـن سـرشـک من شده جاری به اهل بیت
باشـد ولای فاطمه بهرم مقام و جاه
باشـد شـفـیـع من علـی و آل او بـه حشــر
برمن طریق ومشی علی شد طریق وراه
هسـتم گدای درگه و چشمم به سوی توسـت
بنما به من زروی محبت تو یک نگاه

زندگی فرصت بس کوتاهیست
تا بدانیم که مرگ
آخرین نقطه پرواز پرستوها نیست
مرگ هم حادثه است
مثل افتادن برگ
که بدانیم پس از خواب زمستانی خاک
نفس سبز بهاری جاریست

ايمان به معناي اذعان و تصديق به چيزي همراه با التزام به لوازم آن است چنانچه اين واژه در قرآن به معناي تصديق به توحيد، رسالت و معاد و التزام به هر حكمي است كه فرستادگان او آوردهاند. در نتيجه، پيروي عملي به نحوي بازتاب همان التزام قلبي است كه در بيرون خود را نشان ميدهد. از اين رو خداوند هرگاه ايمان را مطرح ميسازد، به دنبال آن «عمل» را نيز بيان ميدارد تا نمود عيني ايمان را در عمل گوشزد كند بنابراين از نظر قرآن اعتقاد صرف، ايمان نيست مگر آنكه به لوازم آن چيزي كه بدان معتقد شدهايم، ملتزم شويم و آثار آن را بپذيريم چون ايمان همان علم به هر چيزي است اما علم و دانش همراه با آرامش و اطمينان به آن و چنين آرامشي جز به التزام به لوازم آن امكانپذير نيست.
ايمان سرچشمه همه خير و نيكيهاست. انسان در زندگي از چيزهاي زيادي بيم دارد اما مومن همه درهاي ترس را بسته و غير از ذات پروردگار از هيچكس هراسي ندارد. از اين ميترسد كه مبادا در حق خدا كوتاهي كند يا بر خلق او تجاوز كند اما از مردم بيمي ندارد چون آنان مالك نفع و زيان او، مرگ و زندگي او و برانگيختن او بعد از مرگ نيستند.
يكي از آثار پربركت ايمان، هدفمند بودن در كارهاست زيرا مومن ميداند كه از خودي خود به وجود نيامده و خداوندي حكيم، او را به صحنه گيتي آورده و براي هدف بس بزرگي كه همانا عبوديت و بندگي پروردگار و جانشيني او در زمين است، خلق شده و ميداند كه بايد كار كند تا زندگي كند نه اينكه زندگي كند تا كار كند چون حساب و كتاب در راه است و روزي از خرد و درشت و كوچك و بزرگ پرسيده ميشود، لذا بايد در تمام مراحل زندگي مواظب باشد و كاري نكند كه فرداي بدون بازگشت، در حضور پروردگار شرمنده باشد.
تاكنون پژوهشهاي بسياري در خصوص ارتباط ميان ايمان و رضايت از زندگي انجام شده است. نتيجه اين پژوهشها در كشورهاي مختلف و حتي در كشورهاي غربي نشاندهنده اين است كه بين بالا بودن ايمان و رضايت از زندگي، ارتباط مستقيمي وجود دارد. زندگي هر انساني متناسب با وضعيت اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي او همراه با مشكلاتي است. يكي از نقشهايي كه ايمان و اعتقاد در مسير زندگي دارد، تاثير آن در حفظ و افزايش سلامت رواني است.
